گلبرگ صبحگاهی

شعر و متن ادبی

تبلیغات تبلیغات

چون شدم صید تو بر گیر و نگهدار مرا

مگذر ای یار و درین واقعه مگذار مرا چون شدم صید تو بر گیر و نگهدار مرا اگرم زار کشی می‌کش و بیزار مشو زاریم بین و ازین بیش میازار مرا چون در افتاده‌ام از پای و ندارم سر خویش دست من گیر و دل خسته بدست آر مرا بی گل روی تو بس خار که در پای منست کیست کز پای برون آورد این خار مرا برو ای بلبل شوریده که بی گلروئی نکشد گوشهٔ خاطر سوی گلزار مرا هر که خواهد که بیک جرعه مرا دریابد گو طلب کن بدر خانهٔ خمار مرا تا شوم فاش بدیوانگی و سرمستی مست وآشفته برآرید ببازار مرا
برچسب‌ها: بدیوانگی
گلبرگ صبحگاهی ، ۱۴۰۲-۱۲-۲۹ ، متفرقه
در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

مطالب پیشنهادی

آخرین مطالب سایر وبلاگ ها

جستجو در وبلاگ ها